پرسش و پاسخ های متداول
سئوالات-متداول-کالیبراسیون

سئوالات متداول در زمینه های مختلف اعم از کالیبراسیون و غیره

انتشار تصاویر و فیلم های مربوط به ویروس کرونا و تست های اولیه جهت تشخیص مبتلایان به این ویروس کشنده خصوصا در فرودگاه ها و مبادی ورودی شهرها و ایجاد سوال برای دوستان که تجهیزی شبیه اسلحه که در دستان ضابطین بهداشت و تیم های مبارزه با کرونا هست دقیقا چه کاری انجام داده و با چه مکانیزمی به تشخیص موارد مشکوک می پردازد برآن شدیم تا اطلاعات خلاصه و موردنیاز رو در قالب یک مقاله بیان نماییم.
این تجهیزات دماسنج های تابشی هستند که مخصوص اندازه گیری دمای بدن انسان طراحی شده اند چراکه باتوجه به مکانیزم کار این دستگاه ها و لزوم تنظیمات فنی آنها از نوع معمول آنها که برای کاربردهای رایج ساخته شدند نمی توان استفاده کرد.

این تجهیزات بر اساس رابطه استفان بولتزمن و در ناحیه اینفرارد قادر به اندازه گیری دمای سطوح می باشند . از آنجا که برای اندازه گیری دمای بدن بیمار مشکوک به ابتلا به ویروس کرونا نمی توان آن را لمس کرد یا سرعت انجام این کار بسیار مهم می باشد پس استفاده از این تجهیزات بسیار اهمیت پیدا می کند.

این تجهیزات باید قادر به اندازه گیری دمای سطوح حداقل در گستره 22 تا 42 درجه سلسیوس و بادرستی 0.3 درجه و با تفکیک پذیری 0.1 درجه باشند.

باتوجه به اینکه این تجهیزات دمای متوسط سطح را اندازه گیری می کنند لذا رعایت فاصله تا هدف در این دماسنج ها بسیار اهمیت دارد چرا که در صورتیکه فاصله بیش از میدان دید این تجهیزات باشد ، قرائت این تجهیزات با خطای فاحش خواهد بود (هرچه فاصله کم تر نتیجه مطمن تر) . نکته مهم دیگر در استفاده از این تجهیزات ، تنظیم صحیح ضریب گسیلمندی می باشد که در تب سنج های اینفرارد که مورد بحث می باشند ضریب نشر یا گسیلمندی توسط سازنده تنظیم و در اکثر موارد غیرقابل تغییر می باشد. این ضریب بستگی به سطح داشته و هرچه جسم کدر تر باشد این ضریب که مقداری بین صفر و یک دارد به عدد 1 نزدیک تر می گردد.

یکی از نقاط ضعف این تجهیزات ، عدم توانایی اندازه گیری در شرایط مه و وجود مانع در مسیر اندازه گیری و یا وجود پوشش روی پوست بیمار ، سرما یا گرمای شدید محیط می باشد.

از نقاط قوت تب سنج های مادون قرمز نیز می توان به اندازه گیری صحیح دما در بازه تنظیم شده ، سرعت بالای اندازه گیری ، عدم نیاز به ساکن بودن جسم مورد اندازه گیری اشاره نمود.

باتوجه به مکانیزم کار این تجهیزات و لزوم اندازه گیری صحیح دما توسط این تجهیزات برای تشخیص صحیح و بموقع بیماری ، کالیبراسیون دمایی این تجهیزات نیز اهمیت بالایی داشته و باید بموقع و توسط آزمایشگاه های کالیبراسیون مجاز انجام شود.

کالیبراسیون تب سنج های غیرتماسی که در اصطلاح عامه لیزری ( علت نامگذاری عامینه ، نور نقطه ای لیزری می باشد که برای مشخص نمودن محل اندازه گیری دما از دماسنج تابش می شود می باشد) نیز نامیده می شوند توسط کالیبراتورهای بلک بادی یا جسم سیاه انجام می شود. که دارای صفحه ای با ضریب گسیلمندی حداقل 0.95 می باشند و دمای سطح آنها بصورت پایدار و یکنواخت توسط یک مولد و کنترلر دما تثبیت می شود.

در کالیبراسیون این تجهیزات علاوه بر تعیین خطای آنها باید دقت یا تکرارپذیری آنها نیز مورد بررسی قرار گیرد.

نکته مهم متفاوت بودن نحوه کالیبراسیون این تجهیزات نسبت به سایر دماسنج های غیرتماسی صنعتی می باشد که باید در شرایط مختلف دمایی و رطوبت محیط و در سه دمای 35,37,41 درجه سلسیوس کالیبره گردند ، جدول ذیل شرایط محیطی مورد نیاز برای تکرار کالیبراسیون در 3 نقطه ذکر شده را نمایش می دهد.

شرایط محیطی کالیبراسیون در کالیبره دماسنج های اینفرارد

در شکل زیر نمونه شماتیک یک دماسنج مادون قرمز برا ی اندازه گیری دمای بدن بیمار از طریق مجرای گوش مشاهده می شود.

باتوجه به اهمیت اندازه گیری درست توسط این تجهیزات برای اندازه گیری دمای بیمار ، معمولا این تجهیزات قابلیت تنظیم دمایی دارند. یعنی پس از تعیین خطا در کالیبراسیون ، درصورتیکه این مقدار بیش از مقادیر مجاز تعیین شده توسط مراجع مرتبط باشد باید تصحیح مورد نظر به دماسنج اینفرارد اعمال شده و خطا تصحیح گردد. باتوجه به محدود بودن گستره کاری این تجهیزات معمولا با تصحیح یک نقطه ، کل گستره تصحیح می گردد.


یکی از اولین و اساسي ترين پرسشهاي پيشروي کاربران و بهره برداران از  تجهیزات ابزاردقیق و  اندازه گیری اينست كه ” چه وقت ، موقع كاليبراسيون يا عمليات تصديق (Verification) يك دستگاه اندازه گيري است؟ “

شايد بهترين پاسخ به اين سئوال اين باشد كه خيلي كوتاه بگوئيم “هميشه”!

اما در اين زمينه  دو معيار اساسي وظاهرأ متضاد هم وجود دارند که براي تصميم گيري در مورد فاصله کاليبراسيون مجدد هر دستگاه اندازه گيري بايد مد نظر قرار گيرند و لازمست تعادلي بين آنها ايجاد شود ،  اين معيارها عبارتند از :

  • ريسک خارج شدن وسيله  اندازه گيري از رواداري خود در موقع استفاده هر چه ممکن است کم باشد ،
  • هزينه هاي کاليبراسيون ساليانه بايد به حداقل برسد

 مطالعات انجام شده بسياري در زمينه استقرار روشي براي تثبيت فواصل كاليبراسيون انجام شده است. برخي از اين روشها در مدرك بين الملليOIML-D10  توسط سازمان بين المللي اندازه شناسي قانوني و با عنوان ” راهنما براي تعيين فواصل كاليبراسيون مجدد وسائل اندازه گيري مورد استفاده در آزمايشگاههاي آزمون” منتشر شده است.

مطابق اين راهنما  عوامل مختلفي برروي فرکانس کاليبراسيون مجدد تأثير گذارند که مهمترين آنها عبارتند از:

 

  • نوع دستگاه
  • توصيه سازنده
  • روند داده هاي بدست آمده از سوابق کاليبراسيون قبلي
  • سوابق تعمير و نگهداري
  • ميزان و شرائط استفاده
  • تمايل به فرسودگي و تغيير مشخصات اندازه شناسي با مرور زمان
  • شرائط محيطي
  • درستي اندازه گيري خواسته شده
  • هم چنين هزينه کاليبراسيون را نمي توان در تعيين فواصل کاليبراسيون مجدد مد نظر قرار نداد.

 اساس اولين تصميم گيري در تعيين فاصله کاليبراسيون مجدد ميتواند تجربه افراد در زمينه اندازه گيري يا خصوصأ در زمينه تجهيزي که مي خواهد کاليبره شود باشد و همچنين مي تواند فواصل استفاده توسط ساير آزمايشگاهها يا مراكز معتبر مد نظر قرار گيرد . براي تعيين فاصله كاليبراسيون در اولين بار ، توصيه ميشود فقط موارد زير مد نظر قرار گيرند :

  • توصيه سازنده
  • ميزان و شرائط استفاده
  • تأثير محيط
  • درستي اندازه گيري خواسته شده

 ولي براي تعيين فواصل بعدي ، بهتر است با توجه به نتايج حاصل از اولين دوره و روشهاي ذكر شده زير ، نسبت به تعيين دقيقتر پريود مجدد كاليبراسيون تصميم گيري شود.

توصيه ميشود براي هريك از وسائل اندازه گيري بالخصوص وسائل اندازه گيري مرجع ، معيار هاي اشاره شده در بالا براي تعيين فاصله كاليبراسيون مجدد بصورت كمي درآيد تا بتوان با توجه به آن در مورد پريود كاليبراسيون مجدد تصميم گيري كرد. براي كمي كردن ، ميتوان هريك از معيارها را با توجه به شرائط موجود بين صفر تا ۱۰۰ امتياز بندي كرد و با توجه به ميانگين وزني معيارها ، پريود را تعيين كرد.

روشهاي بازنگري فواصل بين کاليبراسيون

به احتمال زياد اولين فاصله کاليبراسيون مجدد انتخاب شده بهترين نتيجه از نظر تعادل بين هزينه و ريسک خارج شدن از رواداري مد نظر را نخواهد داد. زيرا ممکن است تجهيز مطابق انتظار ما عمل نکند،ميزان استفاده از آن مطابق آنچه پيش بيني ميشد نباشد، تجهيز بجاي کاليبراسيون کامل به کاليبراسيون محدودتري نياز داشته باشد ويا ميزان تغيير مشخصات اندازه شناسي آن با زمان یا رانش(Drift) کم تر از آنچه پيش بيني شده بود باشد و بتوان بدون افزايش ريسک ، فاصله کاليبراسيون مجدد را طولاني تر کرد.

روشهاي زيادي براي بازنگري فواصل کاليبراسيون مجدد مي توان بکار بست كه عمده آنها بشرح زير ميباشند:

روش ۱)  تنظيم اتوماتيک يا “پلکاني “

 هرزمان که تجهيز کاليبره مي شود ، اگر مشاهده شد که مشخصات اندازه شناسي تجهيز در محدوده رواداري خود قرار دارد ، فاصله بعدي کاليبراسيون را طولاني تر و اگر از محدوده رواداري خود خارج شده است اين فاصله کوتاهتر  مي شود.اين روش پلکاني مي تواند خيلي سريع منجر به تنظيم کاليبراسيونها شود.

 

روش ۲)  استفاده از نمودارهاي كنترلي (Control Chart)

نقاط کاليبراسيون مهم انتخاب و نتايج آنها بر حسب گذر زمان در قالب يك سيستم كنترل كيفيت آماري (بطور مقال كنترل مياني ) رسم مي شود. از اين نمودار ، دو مطلب پراکندگي داده ها و تغيير مشخصات با زمان یا رانش(Drift) تعيين ميشوند .تغيير مشخصات با زمان  مي تواند بصورت ميانگين رانش در يک فاصله کاليبراسيون يا براي تجهيزات بسيار پايدار در چند دوره کاليبراسيون اندازه گيري شود.سپس با توجه به داده هاي بدست آمده و نمودار ترسيم شده بهترين فاصله را ميتوان بدست آورد.

 سطوح كنترلي (UCL و LCL ) و يا سطوح هشدار(UWL و LWL ) ميتوانند با توجه به درستي يا رواداري مورد نياز در فرآيند اندازه گيري كه آن وسيله در آن بكار گرفته ميشود تعيين شوند ، يا با استفاده از مشخصات فني ارائه شده توسط سازنده در خصوص ميزان درستي آن وسيله.

پراکندگي داده ها برروي اين نمودارها نيز نياز به تفسير دارد تا بتوان عامل پراكندگي داده ها يا همان عامل رانش  را در صورت امكان شناسائي و كنترل كرد تا اثر آن به حداقل برسد و در نتيجه بتوان پريود كاليبراسيون را طولاني تر كرد.

 

روش ۳)  زمان “در حال استفاده”

اين روش ، تغيير يافته روشهاي قبلي است . اساس روش بدون تغيير باقي مي ماند ولي فاصله کاليبراسيون بر حسب ساعتهاي استفاده از دستگاه بجاي ماههاي تقويمي بيان مي شود. در اين روش دستگاه به يک زمان سنج مجهز مي شود تازمان استفاده از دستگاه را نشان داده و بتوان آنرا ثبت کرد و وقتي زمان ثبت شده به مقدار مشخصي رسيد دستگاه را براي کاليبراسيون مجدد ارسال مي کنند .

بعنوان مثال براي تجهيزاتي که  اين روش را براي آنها مي توان بکار بست  به  ترموکوپل هائي که در دماهاي حداکثر خود کار مي کنند ، آزمونگرهاي بار راکد براي فشار گازها ، تجهيزات اندازه گيري طول مي توان اشاره کرد.(توجه داشته باشيد که دستگاههائي که مي تواند در معرض فرسودگي يا صدمه مکانيکي باشد )

مزيت مهم اين روش ، تعداد کاليبراسيونهاي انجام شده و بنابراين هزينه آنهاست  که بستگي مستقيم به طول مدت زمان استفاده دستگاه دارد .علاوه براين يک روش براي کنترل ميزان استفاده از دستگاه است.

اما معايب عملي اين روش نيز زياد است که ميتوان به موارد زير اشاره کرد :

  •  اين روش را براي تجهيزات غير فعال (Passive) بطور مثال تضعيف کننده ها يا استانداردهاي کاري مانند مقاومت استاندارد ،خازن استاندارد و…  نمي توان بکار بست ،
  • زمانيکه  بدانيم در اثر حمل يا حتي در موقع نگهداري در قفسه ها (بدون آنكه از وسيله استفاده شود) ، مشخصات اندازه شناسي آن ممكن است بمرور زمان تغيير كند (رانش) يا خراب شود  يا وقتي که تعداد فرکانس روشن و خاموش کردن آن زياد باشد ، از  اين روش نمي توان استفاده کرد و بايستي کاليبراسيون بر مبناي تقويم زماني انجام شود(روشهاي ۱و ۲) ،
  • تهيه و نصب زمان سنج و همچنين زمانيکه براي بازرسي و کنترل آن بکار ميرود ميتواند هزينه رابالا ببرد،
  • چون آزمايشگاه يا كاربر وسيله اطلاع دقيقي از موعد کاليبراسيون بعدي را ندارد ، کنترل کار مشکل ميشود.

  

روش ۴)  کنترل در حين کار،يا آزمون “جعبه سياه”

اين روش تغيير يافته روشهاي ۱و ۲ است و براي دستگاههاي پيچيده يا کنسولهاي آزمون مناسب است.

در اين روش پارامترهاي اصلي و بحراني با يک وسيله قابل حمل و نقل يا ترجيحأ “جعبه سياه” که براي کنترل پارامترهاي انتخاب شده ساخته شده است ، بصورت مرتب در قالب يك سيستم كنترل مياني  کنترل مي شود. اگر دستگاه از رواداري خارج شده باشد، براي کاليبراسيون کامل آن اقدام مي کنند.

مزيت بزرگ اين روش اينست که در دسترس ماندن دستگاه نزد استفاده کننده را به حداکثر ميرساند .اين روش براي دستگاههائي که از محل کاليبراسيون خود فاصله جغرافيائي زيادي دارند مناسب است، زيرا فقط در زمانيکه نياز باشد کاليبراسيون کامل آن انجام مي گيرد.

مشکل اين روش نيز تصميم گيري در مورد انتخاب پارامترهاي بحراني و طراحي “جعبه سياه”  است . با اينکه از نظر تئوري اين روش قابليت اطمينان زيادي دارد ولي کمي مبهم است ،زيرا دستگاه ممکن است در برخي پارامترها که توسط “جعبه سياه” اندازه گيري نمي شود ،از رواداري خارج يا خراب شده باشد . علاو براين ممکن است مشخصات خود “جعبه سياه”  ثابت نماند .

 

روش 5)  رويکرد آماري

وقتيکه تعداد زيادي دستگاه يکسان  (گروهي از دستگاهها) بخواهند کاليبره شوند ، فاصله کاليبراسيون را مي توان با استفاده از روشهاي آماري  بازنگري کرد.

عدم قطعیت (Uncertainty) به معنی تردید در خصوص اعتبار نتیجه است. عدم قطعیت اندازه گیری به ما اطلاعاتی درباره کیفیت اندازه گیري ارائه می دهند. عدم‌قطعیت اندازه‌گیری تردیدی است که همواره در مورد نتیجه یک اندازه‌گیری وجود دارد.

هنگامی که نتیجه اندازه گیري یک کمیت فیزیکی گزارش می شود، الزامی است که بعضی اشارات کمی در مورد کیفیت نتيجه ارائه شود. تا کسی که آن را استفاده می کند بتواند قابلیت اطمینان آن را ارزیابی کند. بدون این اطلاعات نتایج اندازه گيري را نمی توان با یکدیگر مقایسه کرد. دلایل نوسانات مربوط به نتایج اندازه‌گیری‌های تکرار شده، کمیت‌های تاثیرگذار می‌باشند که می‌توانند نتیجه اندازه‌گیری را تحت تاثیر قرار دهند. تعیین تمام کمیت‌های تاثیرگذار بر روی نتیجه اندازه‌گیری غیر ممکن است. آنهایی که بیشترین تاثیرات را دارند را می‌توان شناسایی نمود و میزان تاثیر آنها برنتیجه اندازه‌گیری را تخمین زد. در بسیاری از موارد، تاثیر آنها روی نتیجه اندازه‌گیری را می‌توان به صورت ریاضی مدل نمود.بیان نتیجه اندازه‌گیری بدون بیان عدم‌قطعیت اندازه‌گیری تخمین زده شده ناقص، و یا حتی بدون معنی است

از آنجا که همواره و در هر اندازه گيري حاشيه تردید وجود دارد، باید دید اين حاشيه چقدر بزرگ است؟ تا چه میزان به این حاشیه اطمینان داریم؟

در نتیجه براي کمی نمودن عدم قطعیت دو عدد وجود دارد.

  • عرض این حاشیه با فاصله
  •  سطح اطمینان : بیان کننده میزان اطمينان ما از این نکته است، که مقدار واقعی در حاشیه قرار دارد.

ما ممکن است بیان کنیم که طول یک قطعه چوب ۲۰ سانتی‌متر مثبت و منفی ۱ سانتی‌متر اندازه‌گیری می‌شود (با سطح اطمینان ۹۵%) این نتیجه می‌تواند به صورت زیر نوشته شود:

سطح اطمینان ۹۵% , ۲۰cm ± ۱ cm

این جمله به ما می‌گوید ما ۹۵%  مطمئن هستیم که طول چوب بین ۱۹ سانتی‌متر و ۲۱ سانتی‌متر خواهد بود.

 

خطا و عدم قطعیت در اندازه گیری

تشخیص تفاوت بین خطا و عدم قطعیت مهم است. خطا به شکل اختلاف بین یک نتیجه تک و مقدار واقعی تعریف می شود. در عمل، خطای اندازه گیری مشاهده شده، اختلاف بین مقدار مشاهده شده و مقدار مرجع می باشد. بدین ترتیب، خطا چه تئوری، چه مشاهده شده یک مقدار تک است. در اصل، مقدار خطای معین میت واند به صورت یک تصحیح برای نتیجه به کار گرفته شود.خطا یک مفهوم ایده آل است و امکان شناخت دقیق خطاها وجود ندارد.

 

در حالی که، عدم قطعیت شکل یک گستره یا بازه را به خود گرفته و چنانچه برای یک روش آنالیزی و نوع نمونه معین تخمین زده شود، میتواند برای تمام تعیین های دیگر نیز توضیح داده شود. عموماً نمی توان از عدم قطعیت برای تصحیح یک نتیجه اندازه گیری استفاده کرد.

 

برای این که باز هم بیشتر این تفاوت را نشان دهیم، می توان گفت که نتیجه یک آنالیز پس از تصحیح آن ممکن است این شانس را داشته باشد که بسیار نزدیک به اندازه ده قرار گرفته و در نتیجه خطای قابل چشم پوشی در آن وجود داشته باشد، در حالی که، خیلی ساده عدم قطعیت آن آنالیز ممکن است همچنان بزرگ باشد. علت آن میتواند این باشد که تجزیه گر هنوز در مورد میزان نزدیکی آن نتیجه به مقدار اندازه ده اطمینان بالایی ندارد.

عدم قطعیت نتیجه اندازه گیری هرگز نمی بایست به عنوان خود خطا و یا خطای باقیمانده پس از تصحیح تفسیر شود.

عدم قطعیت

شکل 1

 

فرآیند تخمین عدم قطعیت:

گام 1: تعیین اندازه ده

گام 2: تعیین منابع عدم قطعیت

گام 3: تعیین کمی مولفه هاي عدم قطعیت

گام 4: محاسبه عدم قطعیت مرکب

 

عدم قطعیت

شکل 2

یکی از روش های محاسبه عدم قطعیت روش مونت کارلو است که به اختصار توضیح داده خواهد شد:

گام ۱: تعریف مدل ریاضی سیستم اندازه گیری

رابطه ریاضی میان کمیت مورد اندازه گیری (اندازه ده y) وابسته است، مشخص شود

و عوامل مؤثر بر آن (کمیت های ورودی یا Xi ها) که کمیت مورد اندازه گیری به آنها (Y = f(X1, X2, .., Xn

گام ۲: اختصاص توابع چگالی احتمال به کمیتهای ورودی

بر اساس دانش و اطلاعات در دسترس توابع چگالی احتمال به کمیتهای ورودی Xi اختصاص داده می شود. برای کمیت های ورودی که از هم مستقل نیستند، لازم است تابع توزیع احتمال مشترک اختصاص داده شود.

گام ۳: بدست آوردن توابع چگالی احتمال کمیت خروجی

توابع چگالی احتمال کمیت های ورودی از طریق مدل تعیین شده، به منظور بدست آوردن تابع چگالی احتمال کمیت خروجی با استفاده از روش شبیه سازی مونت کارلو انتشار می یابند. بدین منظور براساس توابع چگالی احتمال مشخص شده در گام قبلی برای هر یک از کمیتهای ورودی، تعدادی زیادی اعداد تصادفی (M بار) مطابق با تابع توزیع آنها ایجاد می شود. اعداد تصادفی ایجاد شده برای هر یک از کمیتهای ورودی در مدل ریاضی سیستم اندازه گیری قرار داده میشود و بر اساس آن M مقدار برای متغیر خروجی Y بدست می آید. در نهایت بر اساس مقادير بدست آمده، تابع چگالی احتمال متغیر خروجی بدست می آید.

گام ۴: تعیین عدم قطعیت سیستم اندازه گیری

در این مرحله با استفاده از تابع چگالی احتمال تعیین شده برای کمیت خروجی Y، امید ریاضی Y (مقدار تخمینی کمیت خروجی)، انحراف استاندارد Y (عدم قطعیت استاندارد نسبت داده شده به متغیر خروجی) و فاصله اطمینانی که در برگیرنده Y با احتمالی مشخص شده است یا همان احتمال پوشش تعیین می شود.

نرم افزار قابل استفاده برای محاسبه عدم قطعیت:

QMSys GUM Software Releases ابزار جامع نرم افزاری برای تجزیه و تحلیل عدم قطعیت اندازه گیری ابزار فیزیکی، تجزیه و تحلیل شیمیایی و کالیبراسیون است. این نرم افزار از سه روش قدرتمند برای محاسبه عدم قطعیت اندازه گیری استفاده می کند: چارچوب عدم قطعیت GUM برای مدل های خطی، چارچوب عدم قطعیت GUM برای مدل های غیر خطی و روش مونت کارلو.

انواع ایزو

انواع ایزو با استانداردهای مختلف توسط سازمان ایزو منتشر می‌شود که استانداردهای مدیریتی قابل کاربرد برای سازمان‌ها در این مطلب ارائه‌شده است .
انتخاب مناسب استاندارد ایزو ، برای کسب‌وکار شما از انواع ایزو منتشرشده توسط سازمان ایزو نقش مهمی در موفقیت کسب‌وکار دارد.
در این مطلب انواع ایزو مدیریتی پرکاربرد به‌صورت مختصر توضیح داده می‌شود.

سازمان‌های می‌توانند با انتخاب یک یا چند استاندارد ایزو از انواع ایزو ، سیستم مدیریت مدنظر را در سازمان خود با همکاری تیم مشاور ایزو ، پیاده‌سازی نمایند و سپس پس از استقرار ایزو ، یک شرکت گواهی دهنده ایزو معتبر را انتخاب نموده و توسط این شرکت ممیزی خارجی شده و در صورت انطباق سیستم با الزامات مشخص‌شده ، گواهینامه ایزو استاندارد مربوطه را دریافت نمایند.

انواع ایزو

استاندارد ISO 9001

این استاندارد بر سیستم مدیریت کیفیت تأکید نموده و در تمام سازمان‌های تولیدی و خدماتی با اندازه کوچک و بزرگ قابل کاربرد است
سازمان‌های که قصد استقرار سیستم‌های مدیریت و اخذ گواهینامه ایزو 9010 رادارند بهتر است ابتدا ایزو 9001 را در سازمان خود پیاده‌سازی نمایند.
استاندارد ایزو 9001 به‌نوعی پایه سایر استانداردهای مدیریتی است .

استاندارد ISO 14001

استاندارد ایزو 14001 ، سیستم مدیریت محیط‌زیست بر کاهش و کنترل آلاینده‌های محیط‌زیست ناشی از کسب‌وکار شما تأکید می‌نماید.
سازمان‌هایی که طرف قرارداد یا مشتریان آن‌ها شرکت نفت ، گاز و پتروشیمی و عمرانی می‌باشند عموماً از استاندارد ایزو 14001 می‌توانند استفاده نمایند.

استاندارد ISO 45001

استاندارد ایزو 45001 ، سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی است با پیاده‌سازی این استاندارد خطرات و حوادث ناشی از کار کاهش و کنترل می‌شود این استاندارد در سال 2018 منتشر می‌شود و جایگزین استاندارد OHSAS 18001 سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی می شود.
عموماً پیمانکاران و سازمان‌هایی که پروژه‌های نفتی ، گاز و پتروشیمی و عمرانی را انجام می‌دهند از این استاندارد جهت کاهش ریسک و خاطرات ناشی از کار استفاده می‌نمایند این سازمان با به‌کارگیری این استاندارد به مشتریان خود اطمینان خاطر می‌دهند که فعالیت‌های خود را بر اساس الزامات ایمنی و بهداشت شغلی اجرا می‌نمایند.
همچنین این استاندارد در بیمارستان‌ها ، مراکز خرید و سازمان‌های کوچک و بزرگ نیز بکار گرفته می‌شود.

استاندارد ISO 10002

این استاندارد یک راهنما جهت سیستم مدیریت رسیدگی به شکایت مشتری است.با به‌کارگیری این استاندارد ، سیستم رسیدگی و پاسخگویی به شکایت مشتری نظام‌اند خواهد شد
این استاندارد برای تمام سازمان‌ها قابل کاربرد است این استاندارد راهنما می در ایران برای این استاندارد راهنما نیز توسط شرکت‌های گواهی دهنده گواهینامه صادر می‌شود.

استاندارد ISO 10004

این استاندارد یک راهنما برای سیستم رضایتمندی مشتریان است با به‌کارگیری این استاندارد سیستم رضایتمندی مشتریان به‌صورت نظامند اجرا خواهد شد.
این استاندارد برای تمام سازمان‌ها قابل کاربرد است این استاندارد راهنما می در ایران برای این استاندارد راهنما نیز توسط شرکت‌های گواهی دهنده گواهینامه صادر می‌شود.

استاندارد ISO 13484

ایزو 13485استاندارد سیستم مدیریت کیفیت در تجهیزات پزشکی است این استاندارد برای سازمان‌های تولیدکننده و ارائه‌دهنده خدمات تجهیزات پزشکی کاربرد دارد
این استاندارد علاوه بر الزامات ISO 9001 از الزامات خاص تجهیزات پزشکی نیز تشکیل‌شده است .

استاندارد ISO 29001

استاندارد ایزو 29001 ، سیستم مدیریت کیفیت در صنایع نفت و گاز و پتروشیمی است و برای سازمان‌هایی که درزمینهٔ نقت و گاز و پتروشیمی فعالیت می‌نمایند کاربرد دارد.

استاندارد ISO 22000

ایزو 22000 ،سیستم مدیریت کیفیت در صنایع غذایی است این استاندارد برای سازمان‌هایی که درزمینهٔ صنایع غذایی فعالیت می‌نمایند کاربرد دارد.
در این مطلب تنها تعدادی از انواع ISO قابل کاربرد در سازمان‌ها تشریح شده است

 

 

Data Validation یا اعتبارسنجی داده چیست ؟

همانطور که از نام این فرآیند هم پیداست ، Data Validation بررسی می کند که آیا داده ما Valid یا معتبر است یا خیر ؟ معتبر بودن یک داده یعنی اینکه داده ما پاک ، درست و با معنی باشد. دستورالعمل هایی که برای فرآیند Data Validation مورد استفاده قرار می گیرند توسط یک سری قوانین عمل می کنند که به آنها Data Validation Rules یا قوانین اعتبارسنجی داده گفته می شود ، به این Data Validation Rules ها برنامه بررسی داده یا Check Routines هم گفته می شود که برای اطمینان از اعتبار داده ها مورد استفاده قرار می گیرد ، Data Validation Rules ها معمولا برای اطمینان از صحت و با معنی بودن داده مورد استفاده قرار می گیرند.

یکی دیگر از کارهایی که در فرآیند Data Validation انجام می شود Input Validation یا اعتبارسنجی داده های ورودی به سازمان است که یک مکانیزم امنیتی است ، اگر بخواهیم یک مثال عملی در خصوص استفاده از مکانیزم Input Validation بزنیم می توانیم از وب سایت یک سازمان نام ببریم که برای فیلد های ورودی اطلاعات کاربران مکانیزم Input Validation قرار می دهد تا از حملاتی که به این فیلد ها با وارد کردن مقادیر نامعتبر انجام می شود جلوگیری کند ، برای مثال حملاتی از قبیل SQL Injection ، XML Injection و … با استفاده از مکانیزم Input Validation قابل جلوگیری هستند.

اما Data Validation ها همانطور که گفتیم بایستی بر اساس یک سری قوانین تهیه و تدوین شوند و در هر جایی از سازمان که دارای داده است پیاده سازی شوند ، توجه کنید که این قوانین اعتبارسنجی داده بایستی از بدو شروع یک تجارت سازمان تهیه و تدوین شوند . برای مثال فرض کنید که تلفنخانه سازمان شما دارای یک دفترچه تلفن است ، برای نگارش داده های مربوط به شماره تلفن های سازمان یک قالب و قانون بایستی از قبل تهیه و تدوین شود که برای مثال عنوان می کند شماره ها بایستی دارای کد منطقه و کد کشور ، به همراه علامت منفی یا مثبت و حداکثر دارای یک خط فاصله یا براکت باشند و به هیچ عنوان داده ای به غیر از این قالب استاندارد حق وارد شدن در داده های سازمانی را نباید داشته باشد.

اگر داده ای این قوانین را نقض کند در واقع فرآیند Data Validation ما نقض شده است. حتی بررسی وجود یک کد منطقه یا کشور نیز می تواند یکی از قوانین مرتبط با Data Validation برای یک تلفنخانه در سازمان باشد ، همین مثال را می توانید در هر محلی در سازمان که دارای داده است در نظر بگیرید. در نهایت به این نکته همیشه توجه کنید که فرآیند Data Validation همیشه بر روی نسخه اصلی داده های ما انجام می شود.

Data Verification یا تایید داده چیست ؟

فرآیند Data Verification یا اعتبارسنجی داده زمانی اتفاق می افتد که شما یک کپی از داده های اصلی تهیه می کنید و می خواهید مطمئن شوید که این کپی کاملا برابر با داده اصلی است و هیچ تفاوتی بین آنها وجود ندارد. در بیشتر اوقات شما زمانی فرآیند Data Verification را انجام می دهید که از اطلاعات یا داده های خود Backup گرفته اید و می خواهید مطمئن شوید که این داده درست است و مشابه همان داده ای است که از آن Backup گرفته شده است. تصور کنید که از داده های سازمانی خود Backup گرفته اید و می خواهید آنها را در صورت بروز مشکل بازگردانی کنید و متوجه می شوید که داده ای که Backup گرفته اید ناقص و غیرقابل بازیابی است ، اینجاست که فرآیند Data Verification اهمیت خود را نشان می دهد. امروزه بیشتر نرم افزازها و سخت افزارهای Backup گیری قابلیت Verification را درون خود قرار داده اند.

حتی اگر دقت کرده باشید ، شما زماینکه یک DVD یا CD رایت می کنید در انتهای کار این قابلیت را دارید که Data Verification انجام دهید و بررسی کنید که داده هایی که بر روی دیسک رایت شده اند سالم هستند یا خیر ، فرآیند Data Verification و نرم افزارهایی که اینکار را انجام می دهند اطمینان حاصل می کنند که محتوای اطلاعاتی اصلی با داده ای که Backup گرفته شده است یکسان است. این فرآیند با بررسی کردن مجدد کل داده انجام می شود که نتیجه می گیریم با بکار بردن Data Verification فرآیند Backup گیری ما زمانبر خواهد بود اما در عوض اطمینان خاطر به ما می دهد که Backup شما بازگردانی می شود.

محل دیگری که از Data Verification استفاده می شود ، انتقال داده است . فرض کنید که شما یک فایل را دانلود کرده اید و می خواهید از آن استفاده کنید ، از کجا متوجه می شوید که این فایل در بین راه توسط افراد غیرمجاز دستکاری نشده باشد ؟ از کجا متوجه می شوید که در این فایل کد مخربی در میان راه قرار نگرفته باشد یا حتی داده ممکن است در میان را به درستی منتقل نشده و خراب شده باشد. برای اینکار نیز از فرآیند Data Verification استفاده می کنیم. در واقع ما از Data Verification به عنوان یک مکانیزم برای بررسی صحت و تمامیت داده ها نیز استفاده می کنیم و آن را به عنوان Integrity Checker معرفی می کنیم. برای مثال با استفاده از الگوریتم های Hashing ما می توانیم Hash فایل بزرگ خود را در مبدا بگیریم و در مقصد نیز Hash را مجددا محاسبه کنیم و با بررسی این دو فایل Hash متوجه شویم که فایل ما دستکاری شده است یا خیر ..

تفاوت اصلی بین Data Validation و Data Verification در چیست ؟

Data Validation یا اعتبارسنجی داده ها معمولا بر روی داده های اصلی یا داده های ورودی به پایگاه داده انجام می شود در حالیکه Data Verification یا تایید داده بر روی کپی داده اصلی یا Backup ای که از داده اصلی گرفته می شود انجام می شود. بررسی مقادیر ورودی به داده های ما و همچنین بررسی اعتبار و سلامت داده های ورودی در مقایسه با فرآیند تایید یا Verification ای که برای داده های Backup گرفته شده انجام می شود بسیار سبک تر است. Validation در زمانی انجام می شود که شما می خواهید داده های خود را در مقابل خطاهای کاربران خودتان در خصوص ورود داده محافظت کنید اما Verification برای زمانی استفاده می شود که شما داده های خود را می خواهید برای مواقعی که سیستم دچار مشکل شده است حفاظت کنید. ITPRO باشید

تهیه پروتکل DQ

تهیه پروتکل IQ اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل OQ اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل Validation اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل Revalidation اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل و گزارش مربوط به ارزیابی ریسک (Risk Assessment)

کالیبراسیون کلیه Instrument ها

اهم تست های اجرایی عبارتند از:

  • تست فشار و Leakage در زمان تست توزیع دمایی
  • تست ارزیابی توزیع دمایی ( mapping) چمبر خالی
  • تست ارزیابی توزیع دمای ( mapping) چمبر بارگذاری شده
  • تست Bowie dick
  • تست TST
  • تست میکروبی با Bio Indicator
  •  گراف های ارزیابی توزیع های دمایی

 

تهیه پروتکل DQ

تهیه پروتکل IQ اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل OQ اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل Validation اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل Revalidation اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل و گزارش مربوط به ارزیابی ریسک (Risk Assessment)

کالیبراسیون کلیه Instrument ها

اهم تست های اجرایی عبارتند از:

  • بررسی عملکرد سیستم کنترلی دستگاه
  • تست ارزیابی دمایی ( Mapping) چمبر خالی
  • تست ارزیابی توزیع دمایی ( mapping) چمبر بارگذاری شده
  • ارائه گراف های ارزیابی توزیع دمایی

تهیه پروتکل DQ

تهیه پروتکل IQ اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل OQ اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل PQ  اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل Validation اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل Revalidation اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل و گزارش مربوط به ارزیابی ریسک (Risk Assessment)

کالیبراسیون کلیه Instrument ها

اهم تست های اجرایی عبارتند از:

  • Filter Integrity
  • Cleanliness class
  • Smoke study
  • Differential pressure
  • Temperature
  • Relative Humidity
  • I luminance
  • Sound
  • Air change
  • Air flow
  • DOP
  • Balancing
  • Recovery

تهیه پروتکل DQ

تهیه پروتکل IQ

تهیه پروتکل OQ

تهیه پروتکل و گزارش مربوط به ارزیابی ریسک (Risk Assessment)

اهم تست های اجرایی در این فاز عبارتند از:

  • پارتیکل سنجی هوا (N2,O2,CA) در نقطه ورودی به شبکه توزیع و در نقاط مصرف
  • تست فشار در نقاط مصرف (N2,O2,CA)
  • بررسی Oil free بودن نقاط مصرف (N2,O2,CA)
  • بررسی گازهای CO وCO2 در مجموعا 5 نقطه هوایی N2,O2,CA
  • اندازه گیری نقطه شبنم (Dew point) در مورد هوا (N2,O2,CA) در نقاط مصرف

تهیه پروتکل DQ

تهیه پروتکل IQ اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل OQ اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل Validation اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل Revalidation اجرای تست و ارائه گزارشات مربوطه در فرمت تعریف شده در استاندارد

تهیه پروتکل و گزارش مربوط به ارزیابی ریسک (Risk Assessment)

  • کالیبراسیون کلیه Instrument ها
  • بررسی سلامت و صحت عملکرد سیستم سرمایشی و یا تهویه نصب شده
  • بررسی اثر باز و بسته شدن درب در شرایط دمایی تعیین شده
  • بررسی اثر از کار افتادگی سیستم سرمایشی بر شرایط دمایی محیط
  • ارزیابی ریسک جهت تعیین نقاط Monitoring (worst case) برای Temperature mapping
  • اجرای تست توزیع دما در حالتهای متفاوت از بارگذاری چمبرها
  • Data analysis (آنالیز داده ها)
  • مشخص کردن نقاط خارج از رنج دمایی
  • تعیین تعداد دیتا لاگر مورد نیاز و تعیین پلان Monitoring دائمی سیستم پس از اجرای Temperature mapping
  • ارائه گزارش داده های برداشت شده و آنالیز داده در طی جریان
  • تست ها همچنین برای شرایط خالی و بارگذاری شده نیز انجام می شود.